![]() |
![]() |
|
|
من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم
دوتامون خسته ی دردیم، رو قلبامون ترک داریم من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادیم داریم جون میکنیم انگار رو زخمامون نمک داریم تمومه زندگیمون سوخت، تمومه لحظه هامون مرد هوای عاشقیمونو هوای بی کسیمون برد من و تو مال هم بودیم، من و تو جون هم بودیم خوره افتاد به جونمون، تمومه جونمونو خورد من و تو توی این دنیا اسیر دست تقدیریم همش دلهره داریمو با این زندگی درگیریم نفس که میکشیم انگار دارن شکنجمون میدن داریم آهسته آهسته تو این تنهایی میمیریم شدیم مثله یه دیواری که کم کم داره میریزه هوای خونمون سرده مثل غروبه پاییزه تقاص چیو ما داریم به کی واسه چی پس میدیم؟ آخه واسه ما این روزاچرا اینقدر غم انگیزه؟ من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم دوتامون خسته ی دردیم، رو قلبامون ترک داریم من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادیم داریم جون میکنیم انگار رو زخمامون نمک داریم |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1391ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط مونا |
|
![]() این آخرین قدم برای دیدنت این آخرین پله واسه رسیدنت این آخرین نفس کشیدن از برای تو این آخرین تو رو ندیدنم برای تو برای آخرین نفس بخون ترانه ای که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای که میشه از تو رد شد و نظر به جاده کرد که میشه این غما رو از دلم پیاده کرد بخون دوباره خوندنت برام مقدسه بیا دوباره دیدنت برای من بسه بدون که باید از تو رد شد و دلو ندید باید برید و پر زد و به آسمون رسید صدا بزن منو که بار آخره بذار ببینمت قراره آخره برای بار آخرم شده فقط بخند بخند و چشمای قشنگتو به روم ببند بیا به جرم عاشقی بکش منو نرو نگا کن این تن نحیف و زار و خسته رو تو رو به جون خاطرات خوبمون بمون تو رو به جون خاطرات تلخمون نرو بیا و راحتم کن از نگاه آدما بذار بگیره دامنم رو آه آدما بگو چرا باید بسوزه لحظه های من به خاطر نگاه اشتباه آدما برای آخرین نفس بخون ترانه ای که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای که میشه از تو رد شد و نظر به جاده کرد که میشه این غما رو از دلم پیاده کرد این آخرین قدم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 3:27 قبل از ظهر توسط مونا |
|
|
نمیگم بهت خداحافظ ازم رد شی به آسونی به چی دل خوش کنم من بعد تو که پیشم نمی مونی نمیگم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت غمو دادی به آغوشم خوشیات باشه تقدیمت نمیگم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت غمو دادی به آغوشم خوشیات باشه تقدیمت بذار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه کنار هم نشد باشیم باید رد شیم ز همدیگه نگاهت رو به روت باشه نبینه اشک چشمامو نمیگم بهت خداحافظ نمی ذاره خدا تنهام خداحافظ خداحافظ تموم خاطرات من حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من خداحافظ خداحافظ تموم خاطرات من حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من برو این بهترین راهه خدا پشت و پناه تو همش تقصیر تقدیره نبود چیزی گناه تو فقط تو لحظه ی رفتن نگاهت رو به روت باشه نگو چیزی نزن حرفی همه حرفت سکوت باشه فقط تو لحظه ی رفتن نگاهت رو به روت باشه نگو چیزی نزن حرفی همه حرفت سکوت باشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
تنهایی رو صدا کن ... اگه میخوای نمیری ... بدون اون میتونی دوباره جون بگیری ... روی تموم شعر هام بکش یه خط قرمز ... یه بار واسه همیشه بگو که با تو هرگز ... در به درو اسیره ... همین لیاقتش بود ... تموم اون دروغ هاش لاف صداقتش بود ... یادگاریش ارزونیش ... بریز بره به جهنم ... کاری بکن که اونا بسوزه تو این غم ... دلت میمونه زیر دین چشم هایی که بغض داره ... نفرینم اینه که همیشه دلت تو خوش باشه ... حقیقت اینه که من روی آب خونه مو ساختم ... دل و دینم مو گذاشتمو همشو باختم ... اون خدایی که بالا سره گواهمو میشنوه ... یه روز میاد سراغت و دل سنگت رو میشکنه ... میبینم که یه روز دلت از این دنیا سیره ... دلت محتاج منه ولی خیلی دیره ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
هوای چشام بدجوری ابریه، دلم تنگه و غرق بی صبریه چه حس غریبی چه بد حالیه، که هستی ولی جای تو خالیه خودش رو یکی جای تو جا زده، یکی که نمیفهمه حالم بده یکی که فقط فکرش اینه بره، نه دل داره نه غصه نه خاطره میخواد که نبودش رو حاشا کنم، بره من بشینم تماشا کنم نمیفهمه که خیلی زود میشه دیر، همش میگه دنیا رو جدی نگیر یکی جای تو این روزا با منه، که سرده نگاش جنسش از آهنه که نسبت به اسمم لباش بی حسه، دلم کی دوباره به تو میرسه پی نوشت ... درد دارد وقتی می گوید دوستش دارد ... درد دارد وقتی جای ضمایر جابجا میشود به جای تو "او" می آید ... درد دارد وقتی به جای لبخند پوزخند می بینی ... درد داشت وقتی در آغوش من بود و به دستان او فکر میکرد ... درد دارد صدای خنده ی کسی که جانت را به لبت رسانده درد دارد وقتی ساز میزنی برای او و او به ساز نزده ی دیگری میرقصد درد دارد وقتی لبخند میزند و خنده اش به من میرسد و لبهایش از آن دیگری است زخم هایم میسوزند ........ نمک هایت تمام نشد ... همه چیز اینجا درد میکشند ..... تنها چیزی که دردهایم را دید و لب تر نکرد دیوار اتاقم بود حق دارد او هم از جنس توست... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
تا بوده همینه یکی ساده میره...یکی از غم عشق یه گوشه میمیره تا بوده همینه یکی بیقراره...یکی توی قلبش محبت نداره میدونم که موندی تو تنهاش نذاشتی... خیال کردی خوبه توقع نداشتی... چیکارش باید کرد؟ تا بوده همینه... یکی اون بالا هست خودش خوب میبینه... ♥♥نگو خوب میدونم اگه کوه دردی♥♥ ♥♥با خنده گذشتی تو نفرین نکردی♥♥ نگو خوب میدونم تا بوده همینه... ایـنـجـا آسـمـون نیست عـــزیـــزم زمـیـنـــه... میدونم که موندی تو تنهاش نذاشتی... خیال کردی خوبه توقع نداشتی... چیکارش باید کرد؟ تا بوده همینه... یکی اون بالا هست خودش خوب میبینه... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 4:34 قبل از ظهر توسط مونا |
|
|
یه حسی دائما می گه از اول اشتباه کردم از اینکه عمرمو با تو کنار توتباه کردم تمام زندگیم بودی شب و روزم کس وکارم حالا نیستی و شبهامو کنار گریه بیدارم بدون هیشکی به غیر تو به قلب من نمیشینه دیگه هرگز ما رو کنار هم نمی بینه صدای خنده های ما توی خونه نمی پیچه خدایا سهم من از اون همه عشقم چرا هیچه می گفتی بی من آرومی ولی باور نمی کردم دیگه از عمق دلتنگی پیشمون بر نمی گردم دیگه از تو توی ذهنم یه بی همتا نمی سازم واسه برگشتنت دیگه بهت من رو نمی ندازم یه عمر از رو نمی رفتم نمی گفتم جدا می شی امیدم بوده که روزی به عشقم مبتلا می شی خودت می بینی که دارم تو اوج عاشقی می رم ولی اینبار سراغ تو از این و اون نمی گیرم درسته قسمتم اینه ولی عشقت نمی میره بدون هرگز کسی جات و توی قلبم نمی گیره خدا بدجور داغونم بیا با ما وفایی کن خداوندا بیا امشب در حق من خدایی کن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 6:4 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
و من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخت؟ و حتی شک داشتم که آرامش را می خواهم یا خوشبختی را! و هنوز دست و پا میزنند ذهن خسته ام… قلب درمانده ام… چشمان بهت زده ام… حرف هایم این روزها سر و ته ندارد!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
خیلی سخته که دوباره باز ببخشمشو هیچی به روش نیارم
خیلی سخته که دوباره مثل گذشته واسش کم نذارم
میدونم آخرش باز دوباره میره و تنها میمونم
آره ... تنها میمونم
تو که ساده گذشتی و ندیدی دلشکستم
ندیدی دل به اون دستای بی مهر تو بستم
ندیدی پا به پای فاصله گریه میکردم
آخه گفته بودی ... برنمیگردم ...
خودمم میدونم برای من عذابه جونی
خودمم میدونم ... تا آخرش تو نمی مونی ....
خودمم میدونم باید تو رو تنها بذارم
رو دلم پا بذارم ...
خیلی سخته که دوباره باز ببخشمشو هیچی به روش نیارم
خیلی سخته که دوباره مثل گذشته واسش کم نذارم
میدونم آخرش باز دوباره میره و تنها میمونم
آره ... تنها میمونم
پی نوشت ... عشق توشوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّا ... شوخی بود ! حالا ... . . تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است ! من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . ! تمام این تنهایی ... تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دفترچه ممنوع ه نام آنکه تنهای تنهاست عوارض دختر بازی باور کن هستی.... ◄◄◄ای تنهــــاترینـــــم ، خستــــــم قلب شکسته سلطان جوک واس ام اس علیرضاجووووون آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|